ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
57
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
دنباله تشبيهات دنيا و اهل آن يكى از حكما حال انسان و فريفتگى وى را به دنيا و غفلت او را از مرگ و وقايع هولناك بعد از آن و فرو رفتن در لذات زودگذر فانى را كه آميخته به رنجها و ناملايمات است به شخصى تشبيه كرده كه در چاهى به ريسمانى آويخته و در ته چاه اژدهائى بزرگ دهان گشوده منتظر سقوط اوست تا او را فرو برد . و در بالاى آن چاه دو موش سفيد و سياه پيوسته آن ريسمان را مىجوند و از بريدن آن آنى درنگ نمىكنند ، و آن شخص با اينكه اژدها را مىبيند و بريدن ريسمان را مشاهده مىكند ، به اندكى عسل كه به ديوار چاه با خاك آميخته و زنبورها بر آن گرد آمدهاند سرگرم شده و مشغول ليسيدن آن گشته و لذت مىبرد و با آن زنبورها بر سر آن زد و خورد مىكند و همهء حواس او به آن متوجّه است و هيچ التفاتى به بالا و پائين خود ندارد . در اين مثل ، چاه همان دنياست ، و ريسمان عمر آدمى است ، و اژدهاى دهن گشوده مرگ است ، و دو موش شب و روزند كه ريسمان عمر انسان را مىجوند ، و عسل آميخته به خاك لذتهاى دنياست كه به كدورتها و درد و رنجها آلوده است ، و زنبورها اهل دنيا هستند كه بر آن گرد آمده مزاحم يكديگرند . عارفى دنيا و اهل آن را ، در اشتغال به لذايذ و سرگرمىهاى آن و غفلت از آخرت و حسرتهاى عظيمى كه بعد از مرگ دارند ، كه به سبب فرو رفتن در لذتهاى پست دنيا از نعمتهاى بهشت محروم شدهاند ، تشبيه كرده است به مردمى كه در كشتى نشسته و به جزيره اى برسند ، و كشتيبان به آنان گوشزد كند كه براى قضاى حاجت به آنجا در آيند و از درنگ و ماندن در آن بپرهيزند و بدانند كه كشتى به زودى حركت خواهد كرد . پس مسافران كشتى در اطراف جزيره پراكنده شوند ، بعضى كار خود را انجام دهند و زود به كشتى باز گردند و جائى وسيع و موافق خواست خود بگيرند و آسوده بنشينند . و جمعى به تماشاى گلها و درختها و سنگها مشغول شوند و به